مرتضى مطهرى

444

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نسبت ضرورت خارجى كه در ميان علت و معلول خارجى است گرفته‌ايم و عامل اصلى اين اعتبار همين بود كه ديديم فعل با قوهء فعاله ارتباط داشته و به ايده آل ( مصلحت ) قوهء نامبرده مشتمل مىباشد و البته اين وجوب اعتبارى مانند وجوب حقيقى ميان يك فاعل و يك فعل تحقق پيدا مىكند ( « وجوب تعيينى » به اصطلاح فن اصول ) ولى پس از انجام اين امر چون گاهى مىبينيم كه دو فعل مختلف در اشتمال بر مصلحت يكسان مىباشند وجوب نامبرده را ميان قوهء فعاله و ميان يكى از دو فعل ( لا على التعيين ) اعتبار مىكنيم و در نتيجه وجوبى تازه به نام « وجوب تخييرى » پيدا مىشود . و همچنين همه يا بيشتر تغييراتى كه در لغات مختلفه پيش آمده و به طور غير قابل احتراز دامنگير كلمات و الفاظ مىشود از اين راه است زيرا ما لفظى را كه وجود لفظى معناى خودش قرار مىدهيم پس از چندى كه استعمال مىكنيم قريحهء مسامحه كارى ما با اتكاء به قاعدهء لزوم انتخاب اخف و اسهل ، لفظ ديگرى را كه شبيه وى بوده و به زبان آسان‌تر است به جاى او گذاشته و كم كم لفظ اولى را به دست فراموشى مىسپارد ( چون واژهء « ورخ » به جاى برخيز و « پاش » به جاى به پاى شو ) و بايد دانست كه تغييرات ديگرى نيز بجز تغييرات سه گانهء نامبرده مىتوان پيدا كرد ولى نوع تغييرات به همان بخشهاى سه گانه نامبرده منتهى مىگردد . و نيز روشن است كه تغييرات سه گانهء نامبرده گاهى به واسطهء امتزاجهاى مختلفه و آميزشهاى گوناگون كه ميانشان پيدا شود يك سلسله نتايج تركيبى نيز مىدهد و اين گونه تغيير در ميان آداب و رسوم اجتماعى امثلهء زيادى دارد و شايد كمتر موردى بتوان پيدا كرد كه عوامل مختلفهء تغيير در وى تأثيرى نكرده باشد و از منبعهاى گوناگون سرچشمه نگرفته باشد . قسم دوم : اعتباريات بعد الاجتماع مفاهيم اعتبارى كه انسان اجتماعى امروزه از قالب ذهن خود درآورده به اندازه‌اى زياد است كه شايد تميز و طبقه‌بندى و شمردن آنها بالاتر از توانايى فكر بوده باشد اگر چه همهء آنها ساختهء فكر و انديشه مىباشند . با اينهمه پيوسته انسان به حسب پيشرفت اجتماع و تكامل فكر خود مفاهيم تازه‌اى ساخته و هر روز يك يا چند نمونهء تازه به معرض نمايش مىگذارد ؛ و از همينها نيز مىفهميم كه اگر به قهقرا برگشته و به انسان اوّلى اجتماعى نزديكتر شويم اين ساخته‌هاى فكرى كمتر شده و به ريشه‌هايى كه محل انشعاب شاخه‌ها هستند نزديكتر خواهند گشت . از اين روى و براى اينكه اين مقاله بيشتر از حد معيّنى از تفصيل را گنجايش